تبليغاتX
*رویاهای شاد*
خداحافظی
سلام به همه دوستای خوبم ...
ممنون از همراهیتون .من حدود یک ماه نیستم و اپ نمیکنم اینجا رو. چون امتحانات ترم شروع شده و خیلی درس دارم ...
نبینم اسپم کنیدا !! :دی
دعا کنید واسم تا موفق بشم و با دست پر برگردم ...
همتونو دوست دارم 
بای تا بهمن ماه
2 نوشته شده در  شنبه 24 آذر1386ساعت 9:1 AM  توسط happy  | 

معتاد جواب بده
باز هم سلام به همه دوستان .خیلی فکر کردم ایندفعه چی بگم واستون که به درد بخوره .تااین مطلب جالب رو یافتم.

این مطلب باید برای اکثر ما ها صادق باشه .بد نیست خودمونو متوجه این واقعیت بکنیم.

دوستان بعد از به دست اوردن رتبه در تست اعتیادتون اونو اعلام کنید پلیز ...


به قول یه دوست، باشد که رستگار شویم...

**************
 

تست اعتیاد به اینترنت IAT یکی از معتبر ترین تستهای مربوط به سنجش اعتیاد اینترنتی است که توسط دکتر کیمبرلی یانگ ابداع شده است.در تست IAT هر چه نمره شما بیشتر باشد ،اعتیاد شما به اینترنت شدید تر است.نمرات هم به ترتیب از یک تا پنج هستنددر پایان مجموع نمراتی را که به بیست پرسش زیر می دهید ،جمع بزنید .برای محاسبه مجموع نمرات خودتان ،می توانید از ماشین حساب ویندوز کمک بگیرید.

 

چقدر بیشتر از انچه که قصد دارید ،در اینترنت می مانید؟

1- به ندرت 2-گاه گاهی 3-غالبا 4-همیشه

شامل حال من نمی شود

 

چقدر بخاطر انلاین ماندن اعضای خانواده را نادیده گرفته اید؟

1- به ندرت 2-گاه گاهی 3-غالبا 4-همیشه

شامل حال من نمی شود

 

چقدر اینترنت را به بودن با همسرتان ترجیح میدهید؟

1- به ندرت 2-گاه گاهی 3-غالبا 4-همیشه

شامل حال من نمی شود

 

چقدر از اینترنت ،با کاربران دیگر رابطه برقرار میکنید؟

1- به ندرت 2-گاه گاهی 3-غالبا 4-همیشه

شامل حال من نمی شود

 

چقدر دیگران از شما بخاطر میزان انلاین بودنتان شاکی هستند؟

1- به ندرت 2-گاه گاهی 3-غالبا 4-همیشه

شامل حال من نمی شود

.

.

.

.


 
ادامه مطلب
2 نوشته شده در  چهارشنبه 14 آذر1386ساعت 6:3 PM  توسط happy 

50 راه بازی با اعصاب دیگران
پنجاه راه بازی با اعصاب دیگران



 1.روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن
 

 2.سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

3.وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

.
.
.
................
خوب چه عیب داره یکم بخندیم ؟ از بس حرص خوردیم پیر شدیم بابا ...

این روزا همه دیپرسن .من یجا این مطلب رو خوندم امروز که یه علت شایع دیپرژن در فصل پاییز و زمستون کمبود ویتامین D هست.و اینکه بدن افتاب نمی بینه زیاد .برای جلو گیری از افسردگی در این فصل باید مواقع افتابی برای نیم ساعت هم که شده قدم زد زیر افتاب...

پس دیگه امیدوارم هیچ وقت دوستای گلمو ناراحتو و غمگین نبینم ...




ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 12:37 PM  توسط happy 

خلقت زن

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
-فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟
خداوند پاسخ داد : دستور کار او را دیده ای ؟
او باید کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.
باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
.
بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.

- فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد. گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟
خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند.
یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید، از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان.
یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند، بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.

فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد. این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید .
خداوند فرمود : نمی شود !! چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.
از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.

- فرشته نزدیک شد و به زن دست زد. : اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد

- فرشته پرسید : فکر هم می تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد. ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید.
خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نیست، اشک است.

- فرشته پرسید : اشک دیگر چیست ؟
خداوند گفت : اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش.

- فرشته متاثر شد. :شما نابغه اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها واقعا" حیرت انگیزند.
زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.
همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.
وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گریه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.
در مقابل بی عدالتی می ایستند.
وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.
برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قید و شرط دوست می دارند.
وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.
در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،
با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید.
قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند
می دانند که بغل کردن و بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد
کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است، آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند
زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند

خداوند گفت : این مخلوق عظیم فقط یك عیب دارد
فرشته پرسید : چه عیبی ؟
خداوند گفت : قدر خودش را نمی داند
2 نوشته شده در  شنبه 3 آذر1386ساعت 4:29 PM  توسط happy 


Can I play the piano once these are off



A doctor has come to see one of his patients in a hospital. The patient has had major surgery to both of his hands.

"Doctor," says the man excitedly and dramatically holds up his heavily bandaged hands. "Will I be able to play the piano when these bandages come off?"

"I don't see why not," replies the doctor.

"That's funny," says the man. "I wasn't able to play it before
1

*******************
*******************************************

I have bad and very bad news

Doctor: I have some bad news and some very bad news.

Patient: Well, might as well give me the bad news first.

Doctor: The lab called with your test results. They said you have 24 hours to live.

Patient: 24 hours! That's terrible! What could be worse? What's the very bad news?

Doctor: I've been trying to reach you since yesterday




,,,,,,,,,,,,,,,,,
زیاد با نمک نبودن ...
 

2 نوشته شده در  جمعه 25 آبان1386ساعت 11:42 PM  توسط happy 

چند عکس فان
خوب بازم سلاممممم

امروز یه چند تا عکس فان دیدم که خیلی با مزه بودن.البته یکم سواد انگلیسی میخواد...که همه دارن..





.................................................
عجب ترجمه ای

..................................................




............................................................
آب رژیمی؟



منبع
2 نوشته شده در  پنجشنبه 24 آبان1386ساعت 3:43 PM  توسط happy 

ولادت مبارک
میلاد فاطمه معصومه مبارک




تاريخ چشم به راه فاطمه اي ديگر است. انتظار به سر مي آيد و شميم دلنوازي، خانه خورشيد را فرا ميگيرد. خنكاي حضور دوباره فاطمه (س) در فضاي مدينه جاري مي شود و كوثر فاطمي، جوشيدن ميگيرد. به كوچه باغهاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملكوتي آن، نفسي تازه مي نمايم. كنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشك هاي زائرانت. ضريح نوراني ات را در آغوش ميگيرم و از بين شبكه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي كنم. باورم نمي شود! آيا به اين سادگي به زيارت تو آمده ام! تو كه زيارتت، همسان زيارت ياس گمشده مدينه است!


******************************************************

خوب تبریک میگم این روز و ولادت زیبا رو به همه ...  

من خودم به شخصه عاشق حضرت معصومه(س) هستم.زیاد هم رفتم زیارتش .مخصوصا مواقعی که نشده برم مشهد پیش برادر بزرگوارشون.زیارتگاهشون خیلی اروم و بی صداست و به قولی خیلی مظلوم هستن.وقتی میریم زیارت ایشون دو تا سود میبرم اینکه سر قبر پروین اعتصامی هم میریم و البته پدرشون .شعراش فوق العاده هستن.خدا رحمتش کنه.ولی برام عجیبه که چرا مقبره پروین اینقدر ساده و بسته هست.دیدید که توی یه اتاقه تاریکه ؟
 
یه بیوگرافی از حضرت گذاشتم در ادامه...




ادامه مطلب
2 نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت 2:48 PM  توسط happy 

هفته پر بار یه زن ایرونی
برنامه هفتگی خانم های ایرانی

دوشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی "ظروف عتیقه".میگن خیلی جالبه.ممکنه طول بکشه.سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!

 

سه شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که میخواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم.تو که میدونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند!ممکنه طول بکشه.سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!

 

چهارشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس "بدنسازی" و "آموزش ترومپت" ثبت نام کنیم.همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه.ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله.سر راه یه چیزی بگیر بیار!

 

پنج شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده.میخوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم.من واقعاً از این زندگی "خسته " شدم!چیه همش مثل کلفتها کنج خونه! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!

جمعه:
مرد:عزیزم امروز چی ناهار داریم؟
زن:ببینم تو واقعاً "خجالت" نمیکشی؟یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟واقعاً نمیدونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت!نه واقعاً این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بارشوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!؟!؟!

........

ولی زنای ایرانی همشون هم این مدلی نیستن.هستن؟

 
2 نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 10:11 AM  توسط happy 

مناجاتی از پیر هرات
مناحاتی با خدا


الهی نـــام تو مــا را جواز و مهــــــر تو ما را جهــاز ـ

الهی شنــاخت تو ما را امان و لطف تو مـــا را عیـــان ـ

الهی ضیعفان را پناهی قاصدان را بـــر سراهی مومنـــــان را گواهی چه بود که افزوئی و نکاهی؟

الهــــی چه عزیز است او که تو او را خواهی در بگریزد او را در راه آرئی طوبی آنکس را را کـــه تو او رایی ـ آیا که تا از ما خــــود کرائی؟

الهی نمی توانیم که این کار بیتو بسر بریم نه زهره آن داریم که از تو بسر بریم ـ هر گه که پنداریم کهه رسیدیم از حیرت شمارواسر بریم ـ

خـــــداوندا کجا باز یابیم آنروزکه تو ما را بودی و ما نبــودیم تا باز به ان روز رسیم میان آتش و دودیم اگـــر بدو گیتی آنروز یابیم پر سودیم ور بود خود را در یابیم به نبــود خود خشنودیم ـ

.......................

واقعا مناجاتهای خواجه حرف نداره .مخصوصا اونی که همیشه اول کتابهای مدرسه ای مون بود.یادش بخیر

کاش میدونستم وقتی اینا رو مینوشته چی تو سرش بوده که اینقدر با اخلاص نوشته


2 نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 4:30 PM  توسط happy 

خوب به نام خدا شروع می کنم...
اولین پستم تو اولین و شاید اخرین وبلاگم(نمی دونم اینو).نمی دونم چجوری میشه ولی امیدوارم ....
اهل شعر و شاعری نیستم زیاد ولی سعی می کنم .شاید هم اموزشی کار کنم ( اینم نمیدونم)

از دوست خوبم مینو هم بخاطر کمکش در زدن وبلاگ ممنونم.چون خودم زیاد اهل فن نیستم

فعلا همینا رو داشته باشید تا بعد( با ارواح محترم هستم فعلا)

2 نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 7:38 PM  توسط happy